فی البداهه
-
تاریخ: 1395/8/24 ساعت: 10:45
چه جالب است،ناز را می کشیم؛آه را می کشیم؛انتظار را می کشیم؛فریاد را می کشیم؛درد را می کشیم!ولی بعد از این همه سال، آنقدر نقاش خوبی نشده ایمکه بتوانیم دست بکشیم،از هر آنچه آزارمان میدهد… شاملو
حال بد
-
تاریخ: 1395/8/24 ساعت: 10:45
دیشب ازشدت سردرد و تهوع نخابیدم تا پنج صبح.. صب ک بچه ها اومدن دنبالم واسه کوهنورودی،نتونستم برم انقد گیجم از وقتی این گارد عروسکی لعنتی رو انداختم رو گوشی،،اینجوری شدم گاردو بردم پیش همه تو خونه میگم بوش کنید همه میگن بوش طبیعیه بوی پلاستیکه...نمیدونم چرا منو اذیت میکنه...تا گوشی رو دس بگیرم دچار ت...
جمعه
-
تاریخ: 1395/8/24 ساعت: 10:44
واسه ناهار کلی مهمون داشتیم دوتا از همکارای نازگل ،دوست مامان و دخترش، عمه و دخترش و دایی پدر.. منم بعنوان ناظر تموم غذاها و دسرا رو تست میکردم البته یکمم اون وسطا لیوانا روشستم بعد ناهارم رفدم سیر خابیدم و باز الان نت و چیپس وتخمه کنار آجیام واینچنین جمعه بر ما بگذشت +:تو فکر یه مدل جدید با یه رنگ ...
!!
-
تاریخ: 1395/8/24 ساعت: 10:44
کلی برنامه های سیستمم ریخته بود بهم ناامیدانه باهاشون سر و کله میزدم........تا اینکه درست شد...اونم ب طرز عجیبی تا آخرین لحظه امیدتون رو از دست ندید تو زندگی +:کاش این کار مهم خونوادگی زودتر تموم بشه....خدایا لطفا کمک
اشک نوشت
-
تاریخ: 1395/8/24 ساعت: 10:44
و من ب عادت هر جمعه بازم روی وبلاگ یه عزیز سفر کرده کلیک میکنم و در کمال ناباوری میبینم ک وبلاگ سرجاشه... پس این همه مدت چطور Hs با بی رحمی ماها رو از خوندن وب محروم کرده....واقعا خودخواهی Hs...چرا باید آدرس وبو دستکاری کرده باشی.... ب سحر ایمیل فرستادم و منتظر جوابشم ...سحر نزدیکای Hsبود تا پارسال....
خلوت
-
تاریخ: 1395/8/24 ساعت: 10:44
بچه های کلاس رفتن اردو....طبق قولی ک استاد داده بود من نرفتم ..دپرسم ..انگار پاییز میخاد زورشو نشونم بده... اومدم پارک مورد علاقم...جایی ک پاتوق منه تو منطقه ای ک ساکنشیم.. اینجا از هیاهو و شلوغی خالیه و اینجایی ک من نشستم از محل بازی بچه ها خیلی دوره . فقط سکوت داره و سکوت.... همون چیزی ک من امروز ...
تعطیل شد
-
تاریخ: 1395/8/24 ساعت: 10:44
این وبلاگ دیگه آپ نمیشه.... من از بلاگفا میرم ممنونم ک همراهم بودین... اگه ب بعضیا یه حرفایی رو زدم شاید تقصیر خودشون بود فقط امیدوارم هرکی ازم ناراحته فراموشش کنه...حلالیت نمیگیرم چون بی دلیل ب کسی حرفی نمیزنم هرکی شنیده لابدقبلش گفته.... وبو حذف نمیکنم چون اسمشو دوس دارم و نمیخام توسط کسی ثبت شه.....
شرط
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 21:59
ترامپ برد دیشب منو اجی شرط بندی کردیم من بردم حالا باید واسم یه جایزه بخره
تقدیر
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 21:59
اعتراف میکنم روزی ک بعد از حذف وبلاگ نسبتا مشهورم تصمیم گرفتم دوباره اینجا رو ثبت کنم و دوباره بنویسم،،هرگز فکر نمیکردم دوباره مثل سابق وبلاگم مخاطب داشته باشه...تو وبلاگ قدیمیم واسه هر پست حداقل دویست نفر لطف داشتن و کامنت میزاشتن...البته منم خیلی روش کار میکردم و لینکای زیادی رو مبادله میکردم...حا...
فیت
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 21:59
یادته...؟پر بغض بودیم وقتی ک دیدیم همدیگرو...... چیشد ول کردی دستمو گفتی برو.... +:من این تیکه از اهنگ وبمو دوس دارم باز خوانی کنم بعد بزارم تو تراک اصلی البته قصد ندارم منتشرش کنم ،فقط واسه آلبوم خودمه.....جزآک الله خیرا....
تقدیر2
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 21:59
ممنونم از همتون ک میاید .میخونید و نظر میدید ممنونم از این همه شادابی ممنونم از این انرژی مثبت چقد حالم خوبه کنار شماها چقد خوشحالم ک با هموطنای ماهم سر یه سفره پر ازمحبت نشستم... ممنونم ک بعد مدتها حس میزبان بودن رو بهم القا کردین..
من..
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 3:42
مدتهاست عضو هیچ گروهی نیستم تو تلگرام ..حتا گروه فامیلی شاید شیش ماه بیشتره.. نمیدونم چرا کشش و علاقه ای ندارم بهش... شاید کسی باور نکنه اما من تنها دهه هفتادی هستم ک هیچ وقت اینستا نداشتم از اینستا بدم میاد انقدام ک شلوغش کردن جالب نیست... من نقاشی میکشم در حد خیلی خوب...توو عمرم حتا یکساعتم کلاس ن...
B
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 3:42
یه برنامه ای دارم ک راجبه اخبار و عکس وآشپزیه من دل رفتن تو بخش آشپزیشو ندارم اصلا ندارم نامردا یه نصفشم پیتزا و همبرگر اینا گذاشتن
یه دخترناز
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 3:42
تومسیر دانشگاه رفتنم هر روز از یه جایی رد میشم ک یه دختر بچه افغانی آدامس میفروشه....چقد دوستش دارم...حیف نیس اون دختر ناز تو اون سرما و شلوغی وایسته کار کنه...ای کاش میتونستم یکاری کنم...
.
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 3:41
طرف تو پروفایلش نوشته عاشق خدام و ائمه و خیلی مقیدم و نماز قضا ندارم و خلاصه مریم مقدسم.و چن تا زر اضافی دیگه بعد اون بالا سر وبش نوشته عاشقونه منو آقایی... پسرا برید سر ب بیابون بزارید از بس ک دخترا از این کلمه خز واسه آوردن نامتون استفاده کردن...آقاییییی.چچچچچییییه آخه؟؟اع چقد بعضی دخترا میتونن حا...
شغل
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 3:41
شغل مورد علاقه م تو بچگی این بود ک خواننده بشم من واسه گفتن حرفام از هیچکسی ابایی نداشتم یادمه حتا تو انشای مدرسمم یبار نوشتم قرار نیس ک همه بخوان دکتر شن.....والا بوخودا
..
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 3:41
کوله پشتی ودوربین و چکمه هایی ک داده بودم دوستم واسه سفر عراقش بلاخره برگشت دستم.. +:خوبه بلاخره وسایلام یجا مثبت واقع شدن
مخاطبدار
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 3:41
ما اینگوشه نشستیم سرمونم تو زندگی خودمونه داریم نویسندگیمونو میکنیم نمیدونم چرا بعضیا نماتوداشونو میریزن اینجا تقصیرشون نیس،،تو سراسر عمرشون فضول ومداخله گر بودن.. خدایا چیا آفریدی واقعن..دمت گرم
ملاقات ما واقای خواننده
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 3:41
اهنگ وبم تغییر کرد +:تراک از رضا آبزین هست..ایشون تو مسابقه شب کوک پارسال شرکت کردن یادمه آخرای مرداد بود من و دوستام ایشونو از نزدیک دیدیم..ایشون ساکن اراکن و واسه تنظیمات تراکاشون اومدن تهران...کاش ازشون امضا میگیرفتیم ..وایت میگفت پسره سال دیگه این موقع معروف میشه و دیگه نمیشه از این ویو ملاقاتش ...
توجیبی
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 3:41
مامان توجییبیمو ریخت رو کارتم یکمشم دستی داد...ب یه جفت دستکش خوب نیازمندم،،آجی یه جفت قرضی داده بهم ولی من انگشتی موووخام..ب یه مرطوب کننده خوب نیازمندم ویه رژلب صولللتی تصمیم داشتم تا آخر آبان دیگه هیچی نخرم ولی نمیشه انگار نمیتونم پولامو ب سقفی ک دوس دارم برسونم یه کفشم دیدم ک خوجکلات بود ولی بای...