من نرفتم ..دپرسم ..انگار پاییز میخاد زورشو نشونم بده...
اومدم پارک مورد علاقم...جایی ک پاتوق منه تو منطقه ای ک ساکنشیم..
اینجا از هیاهو و شلوغی خالیه و اینجایی ک من نشستم از محل
بازی بچه ها خیلی دوره . فقط سکوت داره و سکوت....
همون چیزی ک من امروز دنبالشم....
نه دوس دارم حرف بزنم نه دوس دارم کسی باهام حرف بزنه...
حتا دوس ندارم ب دوروبرم نگاه کنم ...دوس ندارم کسی خلوتمو بهم بزنه...
برا همین باعذرخواهی از خانمی ک اومد رو نیمکت من بشینه ،خواستم بره
یه نیمکت دیگه،،وایشون با درک بالا و شخصیت مشخصشون پذیرفتن....
دوس دارم ساعت ها همینجا بشینم و تراکای غمگین گوش کنم....
+:نگو میرم نگو ک میمیرم......
برچسب: خلوت,خلوت چت,خلوت گزیده,
نویسنده: دانیال جعفری